میگوید: جرعات خمر محرمه فما حکم الذی برمش عیناک یسکر؟ گناه از چشمان توست به هر حال... گم در مه...
ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 19:52
ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 19:52
راستی وقتی شعرهات را برایم نمیفرستی، برای کی میخوانیشان؟ کدام گوش نامحرمی میشنود آن شعرها را؟ گم در مه...
ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 16:17
دیگر محرز شده برایم که نباید بدوم. باید بخزم توی رختخواب و لحاف سنگین شب را بکشم روی سرم. از رفتن خسته ام. می خواهم متوقف بمانم و به هیچ خیره شوم تا نفس دارم.
این سطور قصه ای نداشت؟ نه؟ مثل این چند سال که جای قصه گفتن کار دیگر کرده ام. شاید وقتی دیگر زبان قصهگوییام باز شد. عجالتا اما به خوابی عمیق و طولانی نیاز دارم.
گم در مه...ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 16:17
ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 16:17
ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 21:26
ما را در سایت گم در مه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 21:26